بابای من دنیای منه

خرید بک لینک

من از اول عاشق بابام بودم. نمیدونم بعضیا چجوری میگن پسرا مامانین. با این که مامانم رو هم فوقالعاده دوس دارم اما یه حس خاصی نسبت به بابا دارم. علاوه بر دوس داشتن، قبولشم دارم. انقدری که الان اگه بگه همه چیو ول کن و برگرد مشهد برو فلان جا شاگردی فلان شخصو بکن دربست قبول میکنم. شاید این نشونۀ خوبی نباشه اما من اینجوریم. دوستم ندارم عوض شم. مامانم اگه بگه برگرد مشهد خودمو واسش لوس میکنم و احتمال میدم از سر مهر مادری داره این حرفو میزنه و واسهش وقت میذارم و قانعش میکنم که این راهی که الان انتخاب کردم بهتره. آخرم احتمالاً با یه هدیۀ خوب از دلش درمیارم. بابا اما فرق میکنه. بابا اگه حرفی میزنه از رو منطق و فکرشدهس.

کاش انقدری اختیار داشتم که خیلی چیزا رو واسش فراهم کنم. امیدوارم زندگی بهم اجازه بده فقط واسه یه روزم که شده اون چه رو که حق واقعی باباس بهشون بدم. نه دلم گیر پوله، نه گیر پست و مقام، نه گیر دختر و عشقبازی. حاضرم هر اون چه رو که دارم واسه بابام بدم. واقعاً امیدوارم بتونم اون چه رو که شایستهشه براش فراهم کنم.

بابای من دنیای منه

به جای شعر (1)...

ما را در سایت به جای شعر (1) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 0:22

صفحه بندی